خرید بک لینک
ملاحظه کنیم حالا دیگر قاطعانه میدانم افسردگی هیجوقت درمان نمیشود . اما خبر خوش اینکه احتمالا بعد از یک جایی آدم مدیریتش را یاد میگیرد و اگر دفعه بعد یادش بماند، حواسش را جمع میکند که تصمیم بزرگ نگیرد، حرف بیجا نزند، بداند که فکرهای توی سرش سیاهاند نه واقعیت و شاید هم مهمتر از همه اینکه یاد می

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:36

یک _ جاهایم را گمکرده ام ... کُنج ها و گوشه هایم را. کَس هایم را از دست داده ام. مانده ام خودم و خودم و کم کم یاد میگیرم تنها و صمیمانه خودم را در آغوش بگیرم اما می دانی چیست؟ لا بهلای این یادگرفتن ها لحظه هایی هست که سرگردان ترم. شبیه شاخه ی جدا افتاده پیچک که نظم گیاه را بهم ریخته، بهم ریخته ام

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

حالا دورهی دیگری است، دارم در جا میزنم. حرف تازهای نمیزنم و نمیشنوم. حس میکنم همهی ایدههام منجمد شدهاند. مدام همان قبلیها را به آدمهای جدید تحویل میدهم و لبخند میزنم، کم مانده از خودم پرزنتیشن بسازم و وسط معاشرتها شروع کنم به پرزنتکردن خودم. انسداد حوصلهسربر است، دلم میخواهد صدام نا

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

یک چیزی که نمیدانم چیست ، به من میگوید موظفم به نوشتن این خطوط . برای همان چهارتا و نصفی خوانندهی قدیمی که مثل خودم به اینجا وفادار ماندهاند، دست کم یکبار برای همیشه . موظفم به ثبتِ آخرِ قصه و بگویم اینجا هیچوقت کسی دروغ ننوشته ، چیزهایی که ثبت شده حقیقت داشت، اما گاهی، همهی واقعیت نبود. ه

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

ما آدمهای روزگارِ بد شدهایم، گرچه آدمهای بدِ روزگار نبودهایم. گفتن ندارد این که سخت است و خرابیم. تنگ است و دلتنگیم. نامرد است و نامرادیم. روزگار را میگویم و خودمان را. ما که رفتیم و خواندیم و کوشیدیم برای فهمیدن و دانستن و خوردیم به بزنگاه گردنه کشی تعصب و تنگ بینی و زورگویی. معلوم است که خست

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

گفت امثال ما خیلی کمیم، میگوید بنویس. میگویم چی؟ میگوید بنویس ، شروع کنی راه میافتی. فکر میکنم منظورش اینست که خودش میآید. میگویم خودش هست. ساری و جاری. حالم را میگویم. بگذار سر و شکلش ندهم ، کلمه خطرناکست گاهی، حقیرست گاهی، کم و بیوزن. بگذار همینطور بینشان و نشانی برای خودش بپل

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

میانه ماهایی که همیشه در میانه ایم بیچاره به نظر می آییم و شاید بیچاره ایم. ما همیشه در قسمتی از تاریخ می مانیم در حد تعریف نشده ای از خوشبختی، حد تعریف نشده ای از غم، حد تعریف نشده ای از داشتن و به دست آوردن ... خندیدن و هر چیز دیگری ما همیشه در آن قسمت میانه ایم که نه آنقدر خوشبختیم که فریاد بزنیم

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

تاکید میکنم همه ما قضاوت میکنیم. همه ما یک چیزهایی از زندگی بقیه را میبینیم: عکسها، نوشتهها، کار، زندگی عاطفی …بعضی از آدمها را از فاصله نزدیک میشناسیم بعضیها را از فاصله دور. بعضیها را یک زمانی از نزدیک میشناختیم اما حالا دورتریم. از برخیها یک شناختی داریم که ممکن است مال سالها قبل باشد.

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

لحظاتی در مسیر مصرف کردن سالهای زنده بودن هست که آدم به خودش میگوید دیگر نه، دیگر نمیتوانم. شورش میکند. امروز میتوانم به شما بگویم:چنین لحظهای با چنین قطعیتی وجود ندارد، سیر جان به لب رسیدن همیشه در مسیری اتفاق میافتد که در آن مرزهای شما عقبتر میرود. آن را صوریتر بیان میکنم: فرض کنید مرز

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

یکی از جاهایی که درآمریکا بسیار دوست دارم کتابخانههای عمومی است. گذشته از آرشیو عالی کتاب و موزیک و فیلم در این کتابخانهها آنچه برای من خیلی جذاب است کارکرد پاتوقی این کتابخانهها است. آدمها کتابخانه میروند برای اینکه کمی در سکوت روزنامه بخوانند، فیلم ببینند، اینترنتگردی کنند، کتابی ورق بزنن

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:38

صفحه بندی